الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

65

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )

ما با اين قوم پيمانى بسته‌ايم و آنان نيز با ما پيمانى بسته‌اند و ما با آنان غدر نمىكنيم و پيمان نمىشكنيم . « 1 » پايبندى رسول خدا صلى الله عليه و آله به معاهده هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه رسيد ، ابو بصير - كه مردى از قريش بود و از كسانى بود كه در مكّه محبوس بودند - به نزد پيامبر آمد . قريش دربارهء او به پيامبر نامه نوشتند و نامه را با مردى از بنى عامر و يكى از غلامان خويش فرستادند . چون نامه به دست پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ، به ابو بصير فرمود : اى ابو بصير ! ما با اين قوم قرارى بسته‌ايم كه خود مىدانى و در آيين ما غدر و پيمان شكنى روا نباشد ، همانا خداوند براى شما گشايش و راه چاره‌اى قرار خواهد داد . پس ابوبصيربا آن‌دونفربرفت و چون به ذوالحليفه رسيدكنارديوارى نشست و آن دونفر نيز با اونشستند . دراين موقع ابوبصير به‌مردعامرى گفت : شمشيرت تيز است ؟ گفت : آرى . ابوبصير گفت : ببينم آن را . گفت : اگر مىخواهى ببين . ابو بصير شمشير از غلاف بكشيد و با آن عامرى را بكشت . غلام شتابان نزد پيامبر رفت و گفت : يار شما يار مرا كشت ، در همان حال ابوبصير با شمشير آويخته در رسيد تا اين‌كه به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله ايستاد و گفت : اى پيامبر خدا ! به پيمان خود وفا كردى و مرا به آنان دادى ، آن‌گاه خداوند مرا

--> ( 1 ) - تاريخ طبرى : 2 / 281 و 282